- میشه بپرسم چرا نوشته هات ده بیست تا مخاطب داره؟؟
- خب.... واسه اینکه همش ماله یه نفره که ده بیست تا شخصیت متفاوت داره......
R
+
نوشته شده در
Sun 18 Jun 2006ساعت 22 توسط ORK
|
من بعد از امتحانات اپ می کنم .
rey mysterio
+
نوشته شده در
Wed 10 May 2006ساعت 18 توسط ORK
|
صدا، مبهم
نگاه، گنگ
عشق، بي معنا
صداقت، پوچ
دوستي، خيال
جواني،خاموش
پيري،چروك
علاقه ، شهوت
و انسان ، بي نهايت آهن
rey mysterio
+
نوشته شده در
Sat 29 Apr 2006ساعت 16 توسط ORK
|
لحظه خطرناکی است لحظه ای که اميد جای خود را به نا اميدی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که عجله جای خود را به صبوری می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که همدردی جای خود را به طرد کردن می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که " ما " جای خود را به من و تو می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که پريدن جای خود را به خزيدن می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که نور جای خود را به تاريکی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که انسانيت جای خود را به خوی حيوانی دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که بخشش جای خود را به خشم دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که درک و تأمل جای خود را به لجبازی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که جمع بينی جای خود را به خود بينی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که صلح جای خود را به جنگ می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که منطق جای خود را به سنت می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که معنويات جای خود را به ماديات می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که عشق جای خود را به هوس می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که شراکت جای خود را به خيانت می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که آشنائی جای خود را به غريبی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که صداقت جای خود را به دروغگوئی می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که صفا و صميميت جای خود را به کينه می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که خير رسانی جای خود را به شرارت می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که عقل و تفکر جای خود را به تقليد می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که زمان حال جای خود را به زمان گذشته می دهد
لحظه خطرناکی است لحظه ای که علم و منطق جای خود را به خرافات و رسوم می دهد
rey mysterio
+
نوشته شده در
Sat 29 Apr 2006ساعت 16 توسط ORK
|
-مدرسه - اینترنت - تلفن - کتاب! خیلی هیجان انگیزه کل زندگی آدم تو این چهار کلمه مختصر شده باشه! (البته با کمی مخلفات)
-کاش می شد یاد بگیریم تو کارای هم دخالت نکنیم! و از روی ظاهر نخواهیم باطن رو بشناسیم! مانتوی کوتاه یا موهای بیرون نمی تونه دلیل بر خراب بودن کسی باشه! همون طور که چادر و مانتو های گل گشاد نمی تونه تضمینی بر خراب نبودن باشه!!! (نظرات بعضی افراد در لینک زیر واقعا" سه فاز آدمو می پرونه)
http://fardanews.com/shownews.php?id=18244
-داشتم فکر می کردم پارسال در چه حال و هوایی سیر می کردم و امسال در چه حالی!!! پارسال از آدمایی مثل امسال خودم متنفر بودم و امسال از آدم هایی مثل پارسالم! به نظرت سال دیگه توی چه حالیم؟؟؟
-در ضمن باید عرض کنم K-A سخت مشغول امتحاناتشه ولی بزودی خدمت میرسه!
R
+
نوشته شده در
Fri 28 Apr 2006ساعت 18 توسط ORK
|
با سلام و با شرمندگی بسیار
من چون خاطره ای درست و خوبی ندارم (بد هستن) خاطره ی خوبی نمی نویسم
لطفا ببخشید

rey mysterio
+
نوشته شده در
Thu 27 Apr 2006ساعت 14 توسط ORK
|
با سلام
حدودا يك سه سا ل قبل بود.بسر دايي من از ازخارج اومده بودند.
يه روزكه اومده بودن خونه ما من كلي مواد محترقه جمع كرده بودم.نزديك خونه ى ما يه باغه كه مملو از علف خشك شده هست و تند وتند اتيش مى كرفت.ما رفته بوديم يه كم دختر بازي كنيم مواد رو هم برديم تا بندازيم طرفشون. يه دفعه يسر داييم يه دونه فيزا انداخت طرفم(شوخي عشايري)من هم جا خالي دادم و افتاد رو اون علفه خشكه.من بهش كفتم (ان خوردى) كفت: من ان خوردم؛اول عقب تو نكاه كن بعد بكو كي ان كورده
اقا تا الان اتيش ديده بودين اونى كه من ديدم از خيلى اتبشا بلندتر بود
هممون شلوارارو داديم يايين و شاشي
ديم رو اتيش.
...شانس اورديم من كوشيم رو اورده بودم اول زنك زدم اتش نشانى بعد فلنك رو بستيم در رفتيم
rey mysterio
+
نوشته شده در
Tue 25 Apr 2006ساعت 19 توسط ORK
|
_تا حالا شده توی زل آفتاب و گرما وسط ظهر یک ساعت تموم بست بشینید توی بالکن در حالی که یک گربه ی سنگین پشمالو عین یه پتوی پشمی روی پاهاتون خوابیده باشه؟؟؟ من دیروز این کارو کردم...
_پیشنهاد می کنم امتحان کنین این توهم جهنم رو
_لطفا" فکر نکنین من دیوونه شدم!!!
R
+
نوشته شده در
Tue 25 Apr 2006ساعت 18 توسط ORK
|
agha vaghti ke in web log ro didi age ye nazar bedi key boardet nemisooze
rey mysterio
+
نوشته شده در
Sat 22 Apr 2006ساعت 20 توسط ORK
|
همیشه دعوامون می شه چون وقتی تو به من فکر می کنی من حوصلتو ندارم و وقتی من به تو فکر می کنم احتمالا" تو حوصلمو نداری! ولی الآن مدتی یه دعوامون نشده! می دونی چرا؟ واسه اینکه مدت هاست نه من حوصله ی تو رو دارم نه تو حوصله ی منو!
دو سال پیش این موقع ها نه من تو رو می شناختم نه تو منو.... پارسال این موقع ها طبق معمول داشتیم سر اون پسره (!!!!!!!!!) دعوا می کردیم.... امسال همین موقع دارم سعی مو می کنم هر چه زودتر این قدر ازم دور شی که دیگه نتونی واسم برگردی..... می تونم حدس بزنم سال دیگه این موقع ها دوباره هم دیگه رو نمی شناسیم.......
این تنها باریه که این جا واست می نویسم! توقع هم نداشته باش سر اون مسئله که ازم پرسیدی و داشت بحث مون شروع می شد واست توضیح بدم! می دونی چرا این هارو تو حرفام بهت نگفتم؟ تا طبق معمول نپری وسط حرفم و حرفای همیشگیتو تکرار کنی!!!!!!!!
این مطلب کاملا" شخصی بود خواهشا" ندیده بگیرید.......................
R
+
نوشته شده در
Sat 22 Apr 2006ساعت 15 توسط ORK
+
نوشته شده در
Fri 21 Apr 2006ساعت 20 توسط ORK
|
با
سلام
قهرمان شدن استقلال را به تمامي استقلالي هاي محترم تبريك عرض ميكنم.
rey mysterio
+
نوشته شده در
Fri 21 Apr 2006ساعت 20 توسط ORK
|
+
نوشته شده در
Thu 20 Apr 2006ساعت 23 توسط ORK
|
ba salam khedmate binandegane mohtaram
man pesari 15 salae ,sale avale dabirestan <asheghe koshti kaj , va tarahe in web log hastam
omid varam baad az didane in web log tahte tasir gharar girid
ba tashakor:
rey mysterio


+
نوشته شده در
Thu 20 Apr 2006ساعت 21 توسط ORK
|